۱۲/۲۶/۱۳۹۶

از این سال به آن سال

فردا روز نصفه و نیمه‌ایه به عنوان آخرین روز کاری سال. عملن امروز کارها رو تموم کردیم. امشب برنامه کاری سال ۹۷ پروژه جدیدم رو هم ارسال کردم. فردا اول با تیم می‌ریم صبحانه، بعد هم تا ظهر خروجی‌های تعطیلات رو تحویل می‌گیرم. جلسه حقوق سال بعد رو هم می‌بندیم تا از حدود ساعت ۲ تعطیلاتم شروع بشه. ۱۹ روز تعطیلات.
دارم به تموم شدن سال نگاه می‌کنم. امسال برای نوشتنم خیلی خیلی سال خوبی بود. چندتا قصه چاپ کردم، چندتا جایزه بردم، کتاب بعدی‌م رو دادم به ناشر، بعدی رو هم تا نیمه آماده کردم و امروز هم یه خبر خوب گرفتم.
سال رو دارم با رژیم و کم کردن وزن تموم می‌کنم. کار و شغلم هم که مثل ستاره می‌درخشه. امسال کلی سفر رفتم و عاشق شدم. امسال انگار همه چیز خوب بود. فقط بابا. فقط همین زخم و رنج گوشه‌ی قلبم به قدری دردناکه که خیلی وقت‌ها از زندگی حتی بیزارم کرد.
با همه‌ی خوبیای امسال، امسال خیلی خیلی زیاد به مرگ فکر کردم. اما تا الان که فرصت زندگی رو پیدا کردم.
برای سال بعد؟ کتابم چاپ بشه، دلم گوشه‌ی آرامشی پیدا کنه و تا می‌تونم پول دربیارم.

هیچ نظری موجود نیست: