۶/۲۰/۱۳۹۵

انتظار

یک قصه هم همین است که چیزی می‌گویی، خاطره‌ای تعریف می‌کنی، از بوسه‌ای و آغوشی، یا گپی و گفتی، یا حتی از غمی گوشه دل می‌گویی یا می‌نویسی دلتنگم و الخ؛ آن وقت این همه را متصل می‌کنند به ماجراهایی و آدمی که دیگر خیلی وقت است تمام شده‌اند و شده‌اند گذشته.
شهریور دارد تمام می‌شود و من با همه پایین و بالاها، تابستان شگفت‌انگیزی را از سر گذرانده‌ام.
او از من پرسید چمدانم جای این همه اتفاقی که انتظارشان را نداشتیم، دارد؟!

هیچ نظری موجود نیست: